جوک های باحال

جلو پنجره زوتی

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دیوانه هایه زنجیری و آدرس khengol.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





بلاگفا
قالب وبلاگ
قالب های سیلور سون
نمایش وضعیت در یاهو

قالب های وبلاگ

سایت خدماتی هنری نایت اسکینابزار های وبلاگ نویسیکد نمایشگر ای پی و مشخصات کامپیوتر

پيره زنه از مكه مياد توي ساكش مشروب بوده!! ميگن: اين چيه؟!!! ميگه: ننه من كه پا نداشتم دور كعبه بچرخم!! يه پيك ميزدم: كعبه دور سرم مي چرخيد!!!

بن لادن تهديد كرده كه تا چند روز ديگه سه جا رو قطعا ميزنه: ريش، پشم و زير بغلشو

روش دفع انگل: 3 روز فقط چايي و بيسكويت ميخوري،‌ روز 4 فقط چايي ميخوري در اين موقع كرم مياد بيرون و ميپرسه پس بيسكويت كو؟ ميگيريش

شعار اين هفته نماز جمعه: زليخا حيا كن يوزارسيف و رها كن

يه خانم به راننده تاكسي مي گه:
آقا، ببخشيد! كريمخان ميريد.
راننده تاكسي جواب مي ده:
اه، خوب معلومه ، اگه نميريد كه ميتركيد!!!

طرف ميره پمپ بنزين باكشو پر مي كنه.
ميگه: آاقا چقدر شد.
مامورجايگاه ميگه: 450 تومان!
طرف ميگه آقا ببخشيد شاه اومده!
يارو ميگه خر گازوئيل زدي!!!

از يه آباداني مي پرسند جمعيت آبادان چندنفره؟ميگه ولله با دهاتهاي اطرافش ۶۰-۷۰ميليوني ميشه

پسر ميگه: ببخشيد اسم شما چيه ؟
دختر با ادا ميگه :عطر گل ياس اسمم ثريا س وبعد از پسر اسمش را مي پرسد
پسر ميگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه

چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ ميگه دهقان فداكار

غضنفر مشغول شستن ماشينش بود. ازش پرسيدند: چرا از پلاك ماشين شروع كردي؟ جواب داد: آخر دفعه قبل كه ماشين مي‌شستم، وقتي به پلاكش رسيدم، ديدم ماشين خودم نيست

غضنفر تو جاده داشته رانندگي ميكرده، يهو ميبينه يه كاميون داره از روبروش مياد، ميزنه رو ترمز ميبينه ترمزش نميگيره. رفيقشو صدا ميكنه ميگه: اصغر اصغر پاشو تصادفو ببي

يه روز ملانصرالدين و دوستش دوتا خر ميخرن.
دوست ملا ميگه: چه طوري بفهميم كدوم ماله منه كدوم ماله تو؟
ملا ميگه خوب من يه گوش خرم رو ميبرم اوني كه يه گوش داره مال من اوني هم كه دو گوش داره مال تو.!
فرداش ميبينن خر ملا گوش اون يكي خره رو از سر حسادت خورده!!!
دوست ملا ميگه :حالا چيكار كنيم ملا ميگه: من جفت گوش خرمو ميبرم!!!
فرداش ميبينن بازم قضيه ديروزيه...
دوست ملا ميگه :حالا چيكار كنيم ملا ميگه: من دم خرمو ميبرم!
فرداش بازم قضيه ديروزي ميشه..
دوست ملا با عصبانيت ميگه: حالا چيكار كنيم ملانصرالدين هم ميگه:عيبي نداره خب حالا خر سفيده مال تو خر سياه مال من

اگه گفتي احتمال ازدواج در چه حيووني بيشتره؟ در حلزون چون هم خونه داره هم ماشين!!!

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها: <-TagName->

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی 1391برچسب:,ساعت 22:28  توسط دانیال 
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:

Powered by Night-Skin

[ طراح قالب وبلاگ : سیلور سون ] [ Weblog Themes By : SilverSeven.IR ]
/a/lidiv style=a style=-BlogCustomHtml-